محمدجواد حلیمی کارمند ساده دولت، پس از سالها اجاره نشینی با زدن از نان شب خانواده اش آلونکی در حاشیه پایتخت به نام هرت آباد دست و پا میکند. در شب دوم سکونت دزد به خانه آنها میزند که حلیمی وی را دستگیر میکند و...
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.
نظرتان را درباره این عنوان با بقیه به اشتراک بگذارید.
سایه، مهندس آرشیتک، برای طلاق از همسرش، یوسف که مهندس راه و ساختمان است. نزد وکیل ...
فیروز سیزده دزد خرده پایی است که با دزدی اموال کم قیمت زندگی خود را به پیش میبرد. ...
اعضای یک گروه شبه نظامی به نام افعی به سرپرستی فردی به نام بکتاش شش نفر را که قصد ...
مردی به نام عزیز برای تملک و فروش مایملک پدری خود به کشور بازمیگردد. اما با آتیه ...
داستان از جایی آغاز می شود که خداوند به وسیله نشانه هایی به سلیمان نشان می دهد باید ...
عبدالله جوانی مسیحی است که تازه به اسلام روی آورده و دل در گرو عشق راحله دختر زید ...
پل پارک وی تهران برای کوهیار هدایت صرفاً بخشی از یک بزرگراه نیست، پلی است به سوی ...
سحر ماهان، موسیقی دان، و شهرام شب آویز، کارگردان تئاتر، پس از چند سال زندگی مشترک ...
مجید از اراذل جنوب تهران عاشق دختر پیرمرد عارفی به نام میرزا میشود. میرزا شرط ...
دختری مرموز و وهمآلود ذهن آیدای ۱۷ ساله را به تسخیر خود درآورده است. سرنوشت این ...
زندگی خانم دکتری ۴۰ ساله را روایت میکند که در رشته خود تخصص دارد، اما در زمینه ...
وقتی فرشته به رویا تلفن کرده و برای معالجه همسرش احمد که در بیمارستان بستری شده، ...
با استفاده از روش های پایین میتوانید این مطلب را برای دوستان خود به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.