محمدجواد حلیمی کارمند ساده دولت، پس از سالها اجاره نشینی با زدن از نان شب خانواده اش آلونکی در حاشیه پایتخت به نام هرت آباد دست و پا میکند. در شب دوم سکونت دزد به خانه آنها میزند که حلیمی وی را دستگیر میکند و...
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.
نظرتان را درباره این عنوان با بقیه به اشتراک بگذارید.
وقتی فرشته به رویا تلفن کرده و برای معالجه همسرش احمد که در بیمارستان بستری شده، ...
ترگل که زندگی خانوادگی خوبی ندارد دلبستهٔ عباس است، اما پدرش با ازدواج آنها ...
ایرج که از ایران فرار کرده بود به شوروی رفت، اما مأموران مرزبانی او را دستگیر ...
احلام که در دانشکده پزشکی مشغول تحصیل است، عاشق دکتر پرویز شده و میخواهد با او ...
ساخت پلی بین دو روستایت ترکنشین و کردنشین، سبب الفت و اتحاد بیش از پیش دو طایفه ...
لیلا و رضا در یک مراسم شلهزرد پزان همدیگر را میبینند و چندی بعد با هم ازدواج ...
ارجنگ، یک تاجر ثروتمند، روز بدی را تجربه میکند. بعد از اینکه در همان روز دچار ...
خلیل سمندر، کارگر یک کارگاه تولیدی، شیفته دوچرخه سواری و عضویت در باشگاه ایران ...
در جریان یک کنفرانس علمی در ارمنستان، رابطه ای عاشقانه شکل می گیرد و دامنه آن به ...
زندگی خانم دکتری ۴۰ ساله را روایت میکند که در رشته خود تخصص دارد، اما در زمینه ...
دختری مرموز و وهمآلود ذهن آیدای ۱۷ ساله را به تسخیر خود درآورده است. سرنوشت این ...
مجید از اراذل جنوب تهران عاشق دختر پیرمرد عارفی به نام میرزا میشود. میرزا شرط ...
با استفاده از روش های پایین میتوانید این مطلب را برای دوستان خود به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.