وقتی یک دزد زیرک و مرموز که سرقتهای پرریسک و حسابشدهاش در امتداد بزرگراه مشهور ۱۰۱ لسآنجلس رخ میدهد، به دنبال بزرگترین سرقت زندگیاش میرود—با این امید که این آخرین کارش باشد—مسیرش با یک کارگزار بیمه سرخورده تلاقی میکند؛ زنی که خودش نیز در دوراهی سرنوشتسازی قرار گرفته است.
آرکو، پسری ده ساله ساکن سال ۲۹۳۲، در اولین پرواز آزمایشی با لباس رنگینکمانیاش، کنترل وسیله نقلیهاش را از دست میدهد و سفری ناخواسته به گذشته، یعنی سال ۲۰۷۵، را آغاز میکند. در همین حین، آیریس، دختری همسن او که در سال ۲۰۷۵ زندگی میکند، سقوط آرکو را مشاهده میکند. او فوراً آرکو را نجات میدهد و با تمام توان میکوشد تا او را به زمان اصلی خودش بازگرداند.
صد سال قبل از اتفاقات “بازی تاج و تخت”، دو قهرمان نامحتمل در وستروس به سر میبرند. در اقتباسی از داستان کوتاه “نیکبخت حجاز” اثر جورج آر. آر. مارتین، سر دانکن بلند قامت، شمشیرزن جوان، سادهلوح اما شجاع و اسنایری کوچک او به نام اگ، با مجموعهای از ماجراهای خطرناک روبرو میشوند. این داستان در دورانی جریان دارد که خاندان تارگرین هنوز بر تاج و تخت آهنین مسلط است و تصویری از آخرین اژدها هنوز از یادها نرفته است. سرنوشتهای بزرگ و دشمنان قدرتمندی منتظر این دو دوست ناممکن و بینظیر هستند.
بکت ردفلو، کارگر یقهآبی، که از بدو تولد توسط خانوادهی بهشدت ثروتمندش طرد شده است، برای بازپسگیری ارث و میراثش از هیچ کاری دریغ نمیکند، مهم نیست چند نفر از اقوام سر راهش قرار بگیرند.
در جریان جنگ جهانی دوم، تامِی شلبی به شهر ویرانشدهی بیرمنگام بازمیگردد. او در این بازگشت، وارد مأموریتهای مخفی مرتبط با دوران جنگ میشود که بر اساس رویدادهای واقعی شکل گرفتهاند. تامی در حالی که با تهدیدهای تازه روبهروست، ناچار است با گذشتهی خود نیز روبهرو شود و در شرایطی حساس، نقش مهمی در اتفاقات سرنوشتساز آن دوران ایفا کند.
قتی یک قاتل جدید با ماسک روح در شهر آرامی که سیدنی پرسکات زندگی جدیدش را در آن بنا کرده پدیدار میشود، تاریکترین ترسهای او به واقعیت میپیوندد، چرا که دخترش هدف بعدی این قاتل است. اکنون سیدنی که مصمم به محافظت از خانوادهاش است، باید با وحشتهای گذشتهاش روبرو شود تا یکبار برای همیشه به این کشتارها پایان دهد و ...
وقتی یک قارچ بسیار خطرناک از یک آزمایشگاه محرمانه فرار میکند، یک مأمور سابق مبارزه با بیوتروریسم دوباره به میدان فراخوانده میشود. او همراه با دو کارمند جوان باید با تهدیدی نامرئی و خارج از کنترل روبهرو شود.