نویسنده ابوالفضل قاسمی

Benny بنی می شکند

ابوالفضل قاسمی - ۱۵ دی ۱۴۰۲

برادر Safdie در مورد اینکه چرا انفرادی می‌رود، با «نفرین» و آنچه از کریستوفر نولان در «Oppenheimer» آموخته است، مرزها را کنار می‌زند.

 

 

دیوانه و کمی عرق کرده، 40 دقیقه بعد از صبحانه 10 صبح ما به رستوران وست ساید می رسد، و فقط پنج دقیقه بعد از اینکه به روزنامه نگارش ایمیل زدم، “آیا بنی مصاحبه را فراموش کرد؟”

بنی مصاحبه را فراموش کرد.

او از نفس افتاده، شدیداً عذرخواهی می‌کند و توضیحی ارائه می‌دهد: «من در پارک مرکزی لباس مرد حلبی را با اسپری نقاشی می‌کردم». (ساعتی پس از ملاقات ما، او از «نمایش امشب» سر تا پا با نقره‌ای درخشان دیدن می‌کند، یک قطعه کمدی پوچ که به نظر می‌رسد حتی جیمی فالون را هم متحیر می‌کند.)

قبل از آن، سفدی سه ساعت و نیم به سوالات من پاسخ می‌دهد، پاها در یک غرفه تنگ گرفتگی می‌کنند، دست‌های فلزی لکه‌دار در حال رقصیدن دور یک کلوچه ذرت گرم شده. او پس از شکسته شدن دسته ای از بشقاب ها روی کف کاشی های قدیمی، می گوید: «این مکان فوق العاده است.

سافدی، 37 ساله، بین والدین مطلقه‌اش در کوئینز و اوپر وست ساید بزرگ شد و می‌گوید که از سال‌های نوجوانی به این مکان خاص می‌آید، زمانی که در تمام شب باز بود. او می‌گوید: «دینرها با چیزهایی که من خلق کرده‌ام ارتباط زیادی داشته‌اند. این چیزها عبارتند از «وقت خوب» در سال 2017 و «جواهرات بریده نشده» در سال 2019، تریلرهای جنایی تلخ و تپنده ای که او به همراه خواهر یا برادر بزرگترش جاش کارگردانی کرد و این دو را به ایده آل برادر فیلمسازی مستقل تبدیل کرد.

اما اکنون – با نقش‌های اصلی بازیگری در فیلم حماسی بمب اتمی کریستوفر نولان، «اوپنهایمر»، کلی فرمون کریگ درام در حال بلوغ «آیا آنجا خدا هستی؟» این من هستم، مارگارت» و «نفرین» از شوتایم که او با همکاری ناتان فیلدر ساخته است – سافدی به صورت انفرادی می رود.

سال گذشته برای بنی سافدی بسیار مهم بود، و اگرچه او با جاش به عنوان تهیه کننده اجرایی در مستند اندی کافمن و سریال های مستند HBO “Love Has Won: The Cult of Mother God” و “Telemarketers” با جاش همکاری کرد، اما خود را به عنوان یک فیلمساز ثابت کرد. بازیگر و از شراکت سخت کارگردانی که «برادران صفدی» بود جدا شد.

در حالی که شایعات اخیر نشان می دهد که این زوج با هم اختلاف داشتند، سافدی اصرار دارد که جدایی او با جاش دوستانه است. او می‌گوید: «این یک پیشرفت طبیعی از چیزی است که هر یک از ما می‌خواهیم کشف کنیم. من به تنهایی کارگردانی می کنم و چیزهایی را که می خواهم کشف کنم را کشف خواهم کرد. من این آزادی را همین الان در زندگی ام می خواهم.»

این بدان معنا بود که از ادامه‌ی موردانتظار خانواده‌ی سافدی‌ها برای «جواهرات بریده‌نشده»، فیلمی که آدام سندلر به همراه مگان تی استالیون نیز در آن نقش‌آفرینی می‌کنند، کنار گذاشته می‌شوند و در دنیای یادگاری‌های ورزشی و بیسبال اتفاق می‌افتد. در حالی که بنی در ابتدا قرار بود این فیلم را با جاش کارگردانی کند، او می‌گوید که او در نوشتن فیلمنامه مشارکتی نداشته و علیرغم گزارش‌هایی که برعکس گزارش شده، نقش مهمی در روند خلاقیت نداشته است. صفدی می‌گوید اکنون فیلم «در حالت مکث» است. وقتی می‌پرسم آیا او دوباره با جاش کارگردانی می‌کند، شانه‌هایش را بالا می‌اندازد: «نمی‌دانم.»

 

صفدی می‌گوید: «چیزی در زیر همه چیز وجود دارد که به بخش بزرگ‌تری از کشور صحبت می‌کند. در حالی که زوج «نفرت‌پرور» «نفرین» به شهر اسپانیولا می‌روند تا فرصت‌هایی ایجاد کنند و خانه‌های آینه‌ای دوست‌دار محیط‌زیست بسازند، خانه‌های ییلاقی بوهو آنقدر مشکلات جامعه را حل نمی‌کنند که آنها را شکست می‌دهند.

تلفیقی کامل از درام معده و هیجان انگیز Safdie با کمدی فوق العاده ترسناک فیلدر، “The Curse” که باعث می شود مخاطبان خود را غوغا کنند. (اپیزود اول شامل طولانی‌ترین برداشت از دستگاه خودپرداز در تمام دوران‌ها، دو ریز آلت تناسلی و صحنه‌ای سکس بین فیلدر و استون است که شما را خجالت می‌کشد.) و این سریال با یک ناراحتی سرسام‌آور به اصالت‌گرایی، جنایت و روابط بومی‌ها می‌پردازد. از دریچه آرمان گرایی سفید HGTV.

سافدی و فیلدر بدون تردید به موضوعات حساس سریال نزدیک شدند زیرا «هیچ کس در مورد آن صحبت نمی کند» و آنها می خواستند بینندگان را وادار کنند که با پیش داوری ها و همدردی های خود روبرو شوند. سفدی به یاد می آورد که گفت: «ما از یک فرصت استفاده می کنیم، و ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.

او هنوز نمی تواند باور کند که اما استون برای بازی در نقش ویتنی، مرکز ناامید و خود فریبنده «نفرین» بله گفت. بعد از اینکه او و فیلدر پایلوت را نوشتند، متنی را برای برنده اسکار فرستادند که با اشتیاق پاسخ داد و گفت قبلاً در مورد پروژه شنیده است. اما وقتی استون با بچه‌ها برای بحث در مورد پیوستن به «نفرین» در زوم شد، اعتراف کرد که در واقع چیزی در مورد آن نمی‌دانست.

صفدی می‌گوید: «ما مجبور بودیم به‌طور عطف به ما آن را از A به Z به او برسانیم. در نهایت، او گفت: “من در هر شرایطی بودم. برایم مهم نبود که چیست، فقط می‌خواستم با شما کار کنم.»

Safdie متقاعد شده است که دخالت استون به آنها اجازه می دهد تا کل فصل 10 قسمتی را برای Showtime بسازند تا اینکه در اطراف یک خلبان خرید کنند. او درباره اجرای استون می‌گوید: «او کاملاً متعهد به بودن ویتنی با خودآگاهی صفر است» و مانند یک پدر مغرور، عکسی را که در 30 Rock هنگام تماشای اجرای او در «Saturday Night Live» گرفته بود به من نشان می‌دهد. او می‌گوید: «همه کاملاً متحیر بودند. “این یکی از بهترین اجراهایی بود که تا به حال دیده بودم.”

در همین حال، بازی Safdie از Dougie Schecter، عروسک‌باز خندان سریال، نامزدی جایزه Indie Spirit را برای او به ارمغان آورده است. سافدی که با اد هاردی، جواهرات ارزان قیمت و یک کلاه گیس بلند و مجعد پوشیده شده بود، در بین دوگی ناپدید شد، به طوری که آهنگساز سریال، جان مدسکی، او را نشناخت.

صفدی به یاد می آورد: «او همه روزها، ساعت ها و ساعت ها فیلم را تماشا می کرد، و می گوید: «باید بپرسم کی نقش دوگی را بازی می کند؟» «من می گویم «من!» و او می گوید: «لعنتی از اینجا برو بیرون».

اولین تلاش بزرگ سافدی در بازیگری، «وقت بخیر» بود، که در آن نقش برادر کوچک‌تر معلول رابرت پتینسون، فراری سرقت از بانک را بازی کرد.

این نقش کوچک اما به یاد ماندنی بود که توجه فریمون کریگ را به خود جلب کرد، او در اقتباس او از جودی بلوم «آیا آنجا خدا هستی؟ این من هستم، مارگارت» در نقش هرب، پدر مهربان مارگارت که ایمان یهودی او برای درگیری فیلم بسیار مهم است.

«فریمون کریگ» تحت تأثیر دگرگونی «وقت خوب» سافدی قرار گرفته بود، اما این شیوه ای بود که او در مصاحبه ای از خود نشان داد که در نهایت او را به «مارگارت» رساند. او به من می‌گوید: «بنی در زندگی واقعی دقیقاً همان چیزی است که من هرب را با چنان گرمی و طنزی ساده تصور می‌کردم. “چیزی در مورد صدای او برای من مانند خانه است.”

 

 

اگر انتخاب سافدی در نقش هرب الهام‌بخش است، تنها به این دلیل است که دیگر نقش‌های او شامل یک فیزیکدان مجارستانی در «اپنهایمر»، یک سیاستمدار بسته در «پیتزای شیرین بیان» و یک جدی در «اوبی وان کنوبی» است. «هیچ کس مثل یک پدر جوان یهودی به من نگاه نمی کند. سفدی می گوید، اما من این هستم. من در نیویورک زندگی می کنم، دو فرزند دارم و یک ازدواج بین ادیانی دارم. این به معنای واقعی کلمه فیلم است. اما من هرگز این بخش از شخصیت خود را کشف نکرده بودم.»

فرمون کریگ صحنه‌ای مهم در «مارگارت» را به یاد می‌آورد که در آن هرب متوجه می‌شود که والدین جدا شده همسرش (ریچل مک آدامز) پس از انکار همسرش به دلیل ازدواج با یک یهودی به ملاقات او می‌آیند. فریمون کریگ می‌گوید: «بنی بسیار سخاوتمند بود که به خود اجازه داد بیشتر از این پیش برود و تمام خود احساسی‌اش را در خدمت صحنه فراخواند. «در یک نقطه، من او را تماشا کردم که از خط خودش عبور کرد و تا ته روحش رفت. فوق العاده بود همان لحظه زنگ زدم کات و هر دو شروع کردیم به گریه کردن.

بنی سافدی می خواست فیزیکدان شود و تقریباً برای مطالعه در رآکتورهای هسته ای به کالج رید رفت. او در حین پخش موسیقی متن کریسمس غذاخوری از ماده تاریک و اثر داپلر، پرتوهای کیهانی و کارل سیگان به من می گوید – و در مورد اینکه چگونه برای مطالعه فیلم با همه اینها خداحافظی کرده است. او هرگز نمی‌توانست پیش‌بینی کند که سال‌ها بعد، نولان او را برای بازی در نقش ادوارد تلر، فیزیکدان نظری و پدر بمب هیدروژنی، در فیلم پرفروش خود «اپنهایمر» استخدام خواهد کرد.

گذاشتن پروتز برای بحث در مورد فیزیک در لوس آلاموس کاملاً بازسازی شده، نوع خاصی از غوطه ور شدن برای سافدی بود، که هفته ها وقت صرف کرد تا لهجه مجارستانی تلر را با گوش دادن به سخنرانی های او در حین دوچرخه سواری در اطراف نیویورک، کامل کند. (برای صحنه‌های بعدی فیلم، که 20 سال پس از پروژه منهتن اتفاق می‌افتد، نولان به سافدی پیشنهاد کرد پنیر بخورد تا صدایش بالا برود.)

این تنها چیزی نبود که سفدی از نولان یاد گرفت. او با مشاهده “سیال بودن” کارگردان شوکه شد، زیرا نولان هر صحنه را بدون هیچ چیز تنظیمی به جز نور شروع می کرد.

«تو به اتاق می‌آمدی و کریس می‌گفت، «باشه، بریم.» بدون دوربین. همه آرایش کرده اند و ما فقط صحنه را انجام می دهیم. و بعد مثل این بود که بیایید بفهمیم دوربین‌ها کجا می‌روند،» سفدی به یاد می‌آورد. در حالی که بیشتر کارگردانان از قبل صحنه را مفهومی می‌کردند، با نولان، «این صحنه کاملاً باز بود».

صفدی ادامه می دهد: «این یک فیلم بزرگ است، و او هنوز با آن سطح آزادی عمل می کند. به عنوان یک بازیگر، این به من احساس فوق العاده ای داد.»

سافدی همچنین از کارایی نولان و «اعتماد به نفس» او برای ادامه کار پس از تنها یکی دو بار ستایش می کند. او می‌گوید: «احساس می‌کند که آن‌قدر فیلم بی‌نقصی است که نحوه ساخت آن تقریباً در تناقض با آن است – زیرا خیلی شل است.

حرفه سفدی به‌عنوان بازیگر در حال حاضر در حال رسیدن است، اما او قبلاً با برخی از معتبرترین فیلم‌سازان امروزی کار کرده است و روش‌ها و توصیه‌های آنها را برای زمانی که پشت دوربین برمی‌گردد، جذب کرده است. او به یاد می آورد که صحنه ای را در قصیده پل توماس اندرسون در سال 2021 به نام «پیتزای شیرین بیان» فیلمبرداری کرد که در آن به ستاره آلانا هایم نزدیک می شود و از او تعریف می کند. در حالی که PTA شاهد تعویض خطوط صفدی با Haim بود، کارگردان به طور واقعی گفت: “من فکر نمی کنم ما بتوانیم خیلی بهتر از این کار کنیم.”

«اوه، خدای من، این شگفت انگیز است. متوجه شدی!» این فرصت را برای احتمال بیشتر به دست آوردن باقی می گذارد، اما فقط در صورتی که مایل به رفتن به آنجا باشید.» صفدی با چشمان آبی اش می درخشد. من آن را به عنوان یک مسابقه بازیگوش در نظر گرفتم.

او PTA را با شناسایی کوچکترین انتخاب های بازیگرانش و توانمندسازی آنها برای انجام تعهد می داند.

“اگر چیزی را بردارید و در طول صحنه بخورید” – سفدی با فشار دادن غذا به دهانش نشان می دهد – “او این انگیزه را درک می کند و شما را تشویق می کند که کارهای بیشتری از این قبیل انجام دهید. به عنوان یک مجری، این احساس رهایی بخش بود.»

سپس کلر دنیس وجود دارد که سافدی را در نقش یک مامور سیا در تریلر رمانتیک «ستارگان در ظهر» در سال 2022 کارگردانی کرد. سافدی ساعت‌ها صرف فیلم‌برداری مونولوگ با مارگارت کوالی روی میز ناهار خوری کرد، و سپس دنیس حرفش را قطع کرد – “بسه، فقط بلند شو” – نیم روز فیلمبرداری را کنار گذاشت و صحنه را کاملاً بازسازی کرد.

سفدی که گیج به نظر می رسد، می گوید: «او دائماً در جستجوی هیجان است. “لحظه ای که او احساس بی حوصلگی می کند، دقیقاً کاری را که شما انجام می دادید تغییر می دهد.”

یک هفته پس از مصاحبه ما، سافدی اولین فیلمسازی انفرادی خود را اعلام کرد: یک فیلم A24 با بازی دواین جانسون در نقش قهرمان هنرهای رزمی ترکیبی مارک کر، با عنوان «ماشین درهم شکستن». در شب کریسمس، جانسون یک یادداشت صوتی طولانی را برای من ارسال می‌کند که جزئیات چگونگی جمع‌آوری پروژه را توضیح می‌دهد. (می‌دانم که با این قطعه ضرب الاجل می‌دهید. همان طور که می‌دانید، بابانوئل امشب می‌آید!» او در صدای شادی دختران جوانش می‌گوید.)

به گفته جانسون، او و سافدی برای اولین بار در سال 2019 با این پروژه هماهنگ شدند، زمانی که شرکت Johnson’s Seven Bucks Productions حقوق داستان کر را به دست آورد. به نشانه اشتیاق خود، سافدی برای راک یک سویشرت Nautica را که قهرمان UFC در مستند «ماشین درهم شکستن: زندگی و زمانه مبارز افراطی مارک کر» در سال 2002 پوشیده بود، و همچنین یک دست نوشته فرستاد.

 

دیدگاه های ارسال شده
بستن منو